ديگه هيچ عيدي واسم بوي عيد رو نميده
تموم عيد ها واسم شده عزا.....
خدايا نخواستيم اين عيدارو
يه جا يه حرف قشنگي خوندم که نوشته بود:
لالا،لالا ديگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هرساله
و هيــچکــــس نفـــهميــد کــه خـــداونــد هــم تنــهاييــش را صــدا مــي زند:
"قــل هـــو اللــــه احـــد"
عمر خوشي هاي من
مثل عمر ماهيان قرمز
دم عيد
تنگ بلور است
کوتاه
اما
پر معنا
هـي فلــــانـي !
رفتــن حـــق همــــه ي آدمهـــاست ...
فقــط خواستـــم بدونــــي
اگــه مونــده بــودي
زمستــونــم قشنـــگـــــ تــر بــود!
وقتي تمام احساس دلتنگيت را
با يک "به من چه؟!!" پاسخ مي گيري
"به کسي چه" که چقـــدر تنهايي!!!
نظر کن
گاهي به من
از خرابه هاي بم
ويرانتـــــــــــــــــرم
خـــامـــوش شــده اي در مـــن...
درســـت مثـــل سيگــــاري نيمـــه ...
کـــه پـــرت کـــرده بــاشنـد ميــــان جــــوي...
مَصنــوعي
لبخنــد زدنت
را مي گــذارم بــه
حساب هر چيزي اِلآ
اينکــخ دلت را زده باشــم!
معادله ي رابطـــه مان
دومجهولي شـــده
حاضـــرم خــط بخورم
تا فقط تــــــو بمانـــي . . .
اِمروز بـه يادِه بودنت
شَمعـي اَفروختم دَرتنهايـي
شمع دَستم راسوزاند
ياد روزي افتادم کِه دِل سوختـه اَت شُده بودَم
اَفسوس...
آهــاي آدم ها :
خـــاطــره ســازي نکنيد".
هيــچ ميدانيد خــاطــره هاي بــجا مانده تان بعــد سالهـــا با دلِ دلبـــرتان
چـــه خـــواهد کـــرد؟
مرا ببوس
نه يک بار که هزار بار...
بگذار اوازه ي عشق بازيمان
چنان در شهر بپيچد
که روسياه شوند
آنهايي که بر سر جدايي مان
شرط بسته اند...!
زيباترين احساسم را پنهــــان کرده ام گوشه اي
براي لحظه ي ديدار
که آنرا تقديم وجود نازنينت کنم
و
مي دانم که تـــــو هم عاشقانه ترين نگاهت را
گوشــه گذاشتـــــــي براي ديدن
مـــــــــــــــــــــــــن
مي داني؟...
وقتي از تو مي نويسم چه حالي مي شوم؟؟؟
جــــاده ..تــــنـها بــــراي "رفــــتـــن"
نـبـود كه تـــــو فـــقـــط
"نــمــانـــدن " را آمــوخــتــي !!
کمبود خواب
با يک روز مرخصي حل مي شود.
کمبود وقت
با مديريت زمــان.
ساير کمبود ها نيـــز علاجي دارند
با کمبود دست هايت چه کنــم ؟!!!
تيکه تيکه شدم
هزار تيکه
هر تيکه را
در مکاني در زماني
جا گذاشتم
قلبم را در آغوش عشقي بزرگ جا گذاشتم
و پشيمان نيستم
برايم در رديف کساني هستي که به قول نيما يوشيح:
يادت روشنم مي دارد...
آمده ام بنويسم
هوا سرد است
دستانم بدون تو يخ زده
شايد نوشتن دست هايم را گرم کرد
چه عالمي دارد نوشتن...
تو رفته اي
من رفته ام
آنچه باقيست
احساسات مچاله ي من بر روي کاغذ است
من مسئله ي
ساده اي هستم!
حل مي شوم روزي...
در آغوشت...
چقـــدر بگويم قرص آرامم نـمي کند؟!!
آغــــــوش تو
آرامش بخش من است...
چقدر سخته که اسمي رو که خيلي دوست داري،بشنوي؛ولي خودت رو به نشنيدن بزني!
چقدر سخته که تنها شماره تلفني که تو ذهنت حک شده،داشته باشي
؛ولي نتونسته باشي که با اون شماره تماس بگيري!
چقدر سخته که کسي رو دوست داشته باشي؛
ولي نتونسته باشي بهش بگي!
چقدر سخته که تو اوج تنهائي بغض گلوت رو گرفته باشه؛
ولي نخواهي که کسي از اين موضوع خبردار شه!
چقدر سخته که آدمي رو حتي يه بار دل سير نديده باشي
و فقط تو خواب ببيني!
چقدر سخته کسي که بند بند وجودته بخواد ازت که فراموشش کني!
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































